* تنها صداست که می ماند*

یادداشت

 

بعضی شغل‌ها را آدم انتخاب می‌کند، بعضی شغل‌ها آرام‌آرام خلق‌وخو و سبک زندگی آدم را تغییر می‌دهند. روابط عمومی برای من از جنس دومی بود. سال‌های اول فکر می‌کردم مهم‌ترین بخش این مسیر، بلد بودنِ نوشتن و رسانه است؛ اما بعدها فهمیدم این کار، بیشتر از هر چیز، ظرفیتِ تحمل می‌خواهد؛ تحملِ فشار، سوءبرداشت، بی‌خوابی، تصمیم‌های دقیقه نودی و روزهایی که هنوز شروع نشده، خسته‌ات کرده‌اند.

مدیر روابط عمومی بودن یعنی همیشه چند صدا همزمان در سرت حرف بزنند. از یک طرف کارشناسانت منتظر تصمیم نهایی‌اند، از طرف دیگر مدیرعامل از تو خروجی دقیق و بی‌نقص می‌خواهد، و همزمان افکار عمومی هم بیرون ایستاده و همه چیز را قضاوت می‌کند؛ بدون اینکه بداند پشت هر خبر ساده، چند جلسه، چند اصلاح و چند ساعت فکر وجود داشته است.

گاهی احساس می‌کنم روابط عمومی شبیه ایستادن در چهارراهی است که همه مسیرها به تو ختم می‌شوند، اما کمتر کسی می‌ایستد تا بپرسد خودت در این میان چه‌قدر فرسوده شده‌ای. باید حواست به تیم باشد، به کیفیت کار باشد، به حساسیت‌های مدیریتی باشد، به برداشت رسانه‌ها باشد و مهم‌تر از همه، به مخاطبی که دیگر مثل گذشته ساده از کنار هیچ چیز عبور نمی‌کند. مخاطب امروز دقیق‌تر می‌بیند، بیشتر مقایسه می‌کند، سریع‌تر قضاوت می‌کند و توقع دارد همه چیز را شفاف، سریع و کامل بداند. همین موضوع، کار روابط عمومی را از یک واحد اجرایی به یک میدان دائمیِ تحلیل و تصمیم تبدیل کرده است. در عین حال، بخشی از مسئولیت این مسیر آن است که عملکرد سازمان دیده شود؛ اینکه تلاش‌های مجموعه، خدماتی که ارائه می‌شود و زحمتی که همکاران در بخش‌های مختلف می‌کشند، به درستی روایت شود و تصویری منصفانه و قابل اعتماد از سازمان در ذهن مخاطبان شکل بگیرد.

اما بیرون از دیوارهای سازمان، زندگی دیگری هم جریان دارد؛ زندگی‌ای که گاهی بی‌صدا زیر فشار همین مسئولیت‌ها خم می‌شود. خانواده‌ای که منتظرند تو را ببینند، نه کسی را که جسمش در خانه است اما ذهنش هنوز میان خبرها، تماس‌ها و بحران‌های احتمالی سرگردان مانده است. شب‌هایی هست که تلفن کاری، آرامش خانه را می‌شکند و نگاه‌هایی که بی‌صدا می‌پرسند چرا حتی وقتی کنارشان نشسته‌ای، انگار هنوز جای دیگری هستی. شاید تلخ‌ترین بخش این مسیر همین باشد؛ لحظه‌هایی که می‌فهمی بخشی از زمان و آرامشی که باید سهم خانواده باشد، آرام‌آرام در میان مسئولیت‌های شغلی گم شده است. تلاشی دائمی برای نگه داشتن تعادلی که همیشه در معرض لغزش است.

با این همه، هنوز هم در دل همین شلوغی و بی‌وقفه بودن، لحظه‌هایی هست که آدم را به ادامه دادن مطمئن می‌کند. وقتی می‌بینی یک بحران آرام‌تر مدیریت شده، یک سوءبرداشت کمتر شکل گرفته یا مخاطبی حس کرده صدایش شنیده شده، می‌فهمی تمام آن فشارها بی‌دلیل نبوده‌اند. شاید پاداش این کار، نه در دیده شدن، بلکه در همین تأثیرهای آرام و بی‌صدایی باشد که جایی در ذهن و نگاه آدم‌ها باقی می‌ماند.

و شاید حقیقت روابط عمومی همین باشد؛ شغلی که بیشتر از آنکه در قاب دیده شود، در جریان اعتماد، آرامش و ارتباط معنا پیدا می‌کند.

فاطمه کشاورزی  
مدیر روابط عمومی شرکت آب منطقه‌ای آذربایجان شرقی

کد خبر: 3905
  تاریخ خبر : 27 اردیبهشت 1405
 31
سایتـــ های مرتبطـ

آمار بازدیدکنندگان

  • کاربران آنلاین : 110
  • بیشترین بازدید همزمان : 1268
  • بازدید امروز : 975
  • بازدید دیروز :
  • کل بازدید : 17,607,666
  • آخرین به روزرسانی : 4 مرداد 1405 13:00:48
  • شناسه IP شما : 216.73.216.15

راه‌های تماس با ما

  • آدرس : تبریز ـ بلوار ۲۹ بهمن ـ شرکت آب منطقه اى آذربایجان شرقى
  • کدپستی : ۵۱۵۶۹۱۷۷۳۷
  • تلفن : 041۳۳۳۸۲۱۱۱-19
  • فاکس : 041۳۳۳۰۸۴۱۲
  • پست الکترونیکی : Pubrel[at]azarwater.ir
  • پیامک : ۳۰۰۰۱۲۲۲۲۲
  • تلفن گویا : 041۳۳۳۸۲۰۰۰